لغت نامه دهخدا
جورق. [ ج َ رَ ] ( ع اِ ) شترمرغ نر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به جورف شود.
جورق. [ ج َ رَ ] ( ع اِ ) شترمرغ نر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به جورف شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عظمت خانم دختری از ایل شاطرانلو در روستای نیلق بود. او در روستای نیلق و به روایتی در روستای کرندق خلخال به دنیا آمد. مادرش نازی خانم نام داشت. همسرش جورق بیگ (جورق بیگ لقب ایشان بوده و نام اصلی ایشان زین العابدین بودهاست) رئیس سی و دو طایفهٔ شاهسون آذربایجان بود و عظمت خانم بعد از کشته شدن جورق بیگ، عنوان عظمت خانم یافتهاست. با کشته شدن جورق بیگ به دست دولت قاجار، این ریاست به عظمت خانم سپرده شد. همسر دوم عظمت خانم حسینعلی خان (برادر جروق بیگ) ملقب به سالار ایران (سالار دیوان) بود. عظمت خانم مثل رئیس یک دولت برای تزار روس، تبریک و هدیه میفرستاد. همگان به نفوذ و قدرت عظمت خانم معترف بودند.