جرائر

لغت نامه دهخدا

جرائر. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ جَریرة. به معنی گناه. ( از منتهی الارب ) ( دهار ) ( آنندراج ). و رجوع به جریرة شود: تلافی جرائر و جرائم برادر به اخلاص تودد و ایثار تقرب متقبل شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 392 ). با کمال عزت و قدرت و جلال کبریا و عظمت بر جرائر و جرائم بندگان عاصی پرده ستر فروگذارد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 124 ).
جرائر. [ ج َ ءِ ] ( اِخ ) موضعی است به نزدیکی صبح المجدد و جبال صبح:
حموا عالجا الاعلی من اطاعهم
فاجبال صبح کلها فالجرائر.ارطاة بن سهیة.ارقت له و الثلج بینی و بینه
و حومان حزوی و اللوی فالجرائر.ذوالرمة ( از ذیل معجم البلدان ).رجوع به معجم البلدان، ذیل کلمه صبح شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع جریره گناهان گناهها.
موضعی است به نزدیکی صبح المجدد و جبال صبح.

جمله سازی با جرائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كـجـايـنـد آنـان كـه بـنـيـان قـصـور و دسـاكـر نهادند و جيوش و عساكر را منهزم ساختند وامـوال و ذخـايـر فـراهـم آوردند و حامل آثام و حائز جرائر شدند. كجايند پادشاهان جهان وفـراعـنـه زمـان و اكـاسـره روزگـار و سـلاطـيـن بـنـى سـاسـان، كـجـايـنـدعمال و دهقانان و دارندگان نواحى و صاحبان اعلام و مناجيق و عهود و مواثيق، گويا هرگزاهـل عـزت و سـلطـنـت نـبـودند و دور باش عظمت و سلطنت نداشتند، در هيچ ميدانى رايات جنگنـيـفراشتند و سنگهاى منجنيق نينداختند، و در اين قصور كه با اين همه غررور و سرور برپاى كردند سكون نگرفتند و با هيچ عهد و پيمانى اطمينان نجستند، همه در گورهاى كهنهمـنـزل گـزيـدنـد و بـا خـاك گـور يـكـسـان شـدنـد ومنازل ايشان را صرصر دوانهى از خاك حوادث انباشته داشت.