تقرد

لغت نامه دهخدا

تقرد. [ ت َ رِ ] ( ع اِ ) زیره رومی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تقر و تقرده و تقره شود.
تقرد. [ ت َ ق َرْ رُ ] ( ع مص ) پیچان گردیدن موی. || برهم نشستن و نمد شدن پشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تقرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من عرف الله سبحانه توحد، و من عرف نفسه تجرد، و من عرف الدنيا تزهد، و من عرفالله تقرد ؛ (354)

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز