لغت نامه دهخدا
تفریح کردن.[ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرگرم شدن. شادمانی کردن.
تفریح کردن.[ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرگرم شدن. شادمانی کردن.
( مصدر ) ۱ - شادمانی نمودن شادی کردن. ۲ - گردش کردن.
divertirsi
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوهها و تپهها مساحت این ولسوالی را تشکیل میدهد طبیعت ملایم و زیبا دارد در زمستان هوای آن سرد و در تابستان هوای آن معتدل و ملایم است و مردم از شهرها بهخاطر تفریح کردن به این ولسوالی میآیند.