لغت نامه دهخدا
تشر زدن. [ ت َ ش َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) توپیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). عتاب کردن. پرخاش کردن. و رجوع به تشر شود.
تشر زدن. [ ت َ ش َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) توپیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). عتاب کردن. پرخاش کردن. و رجوع به تشر شود.
( مصدر ) عتاب کردن تندی کردن.
عتاب کردن پرخاش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سوره دين، خداوند متعال منكران و تكذيب كنندگان نظام هستى را معرفى مى فرمايد و به انديشه درباره برجسته ترين افرادشان دعوت مى نمايد. مشخصه اعمال آنان بخل، تشر زدن، به يتيم، تشويق نكردن مردم به اطعام بينوايان و مساكين است: فقدان ولايت همگانى در جامعه آنان. اما تفكر شان و باورهايشان، دروغ شمردن زندگى برتر، راه و رسمى از زندگى كه فراتر و بهتر از زندگى هاى پست دنيا دارى و استكبارى باشد. دروغ شمردم الحسنى (44) يعنى هر گونه فضيلت، اعتلا، رشد معنوى، بهترى و برترى و آدم خوب...