فرهنگستان زبان و ادب
{prosthesis} [پزشکی، پیوند] عضو مصنوعی یا افزاره ای که جانشین عضو یا بخش ازدست رفتۀ بدن بیمار می شود متـ. اندام مصنوعی
{prosthesis} [پزشکی، پیوند] عضو مصنوعی یا افزاره ای که جانشین عضو یا بخش ازدست رفتۀ بدن بیمار می شود متـ. اندام مصنوعی
عضو مصنوعی یا افزارهای که جانشین عضو یا بخش ازدسترفتۀ بدن بیمار میشود
💡 پارادایم یا برسازه یا الگوواره یا اندیشگان (به انگلیسی: Paradigm) به زبان ساده، مدل یا نمونهایست که نشان میدهد چیزی چگونه کار میکند یا تولید میشود؛ به بیان دقیقتر، الگوواره مجموعهایست متمایز از مفاهیم یا الگوهای فکری (شناسایی فرایند ). یک الگوواره شامل عناصری از جمله نظریهها، فرضیهها، روشهای تحقیق، و معیارهاست. الکساندر برد دو معنا از برسازه (یا پارادایم) را اینچنین از هم جدا کرده است: «چیزهای بسیاری را برسازه یا جنبههایی از آن نامیدهاند (که سبب شده کشمکشهایی دربارۀ منظور کوون از «برسازه» درافتد). «برسازه» در بیرون از فلسفۀ کوون به معنای سرنمونه و معیار و نمونۀ کامل است... این معنای معمول از برسازه ریشۀ معنای گستردهتری از برسازه است که کوون به دیده داشت. (کوون سپستر واژۀ «سرنمونه»[1] را برای نام بردن از معنای شناختهشدۀ «برسازه» به کار برد و «رشتهبستر»[2] را برای معنای گستردهتر آن.) کارهای دانشمندان بزرگ را نیز برسازه میگیرند تا علم را در شاخههای گوناگونش بدان سان پیش ببرند. از دید کوون، اینها از سرنمونههاست: اصول ریاضیات نیوتن، زمینشناسی لایل، شیمی لاوازیه، المجستیِ بطلمیوس.»