باقه

لغت نامه دهخدا

( باقة ) باقة. [ ق َ ] ( ع اِ ) بند تره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، باقات. بندی که برای بستن دسته های سبزی بکار رود. ( دزی ج 1 ص 49 ). || مجازاً برمقداری تره یا سبزی یا یونجه که بوسیله بندی ( باقه ای ) بسته شده باشد نیز اطلاق شود.دسته تره. ( مهذب الاسماء ) ( بحر الجواهر ). || دسته. حزمه. بند از گندم دروده. ( یادداشت مؤلف ). بافه. ( یادداشت مؤلف ). || حمایلی که روحانیان کلیسا و قضات بکار برند. ( از دزی ج 1 ص 49 ).

فرهنگ فارسی

بندی که برای بستن دسته سبزی باشد

جمله سازی با باقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکثریت اعراب فلسطینی در سمت اسرائیلی خط سبز در جریان جنگ ۱۹۴۸ فرار کردند یا اخراج شدند (حدود ۷۲۰,۰۰۰ نفر). آن‌هایی که باقی ماندند به شهروندان اسرائیل تبدیل شدند و اکنون حدود ۲۰ درصد از جمعیت کل اسرائیل را تشکیل می‌دهند. منطقه "مثلث" که شامل ام‌الفحم، باقه‌الغربی و طیره است، ابتدا تحت صلاحیت اردن قرار گرفت، اما اسرائیل به دلایل نظامی و استراتژیک اصرار داشت که این منطقه در سمت اسرائیلی خط سبز باشد. برای دستیابی به این هدف، توافق تبادل اراضی انجام شد.