بابوک
لغت نامه دهخدا
بابوک.( ص ) دیوانه. احمق. || ( اِ ) گل بابونه و لبلاب زمینی و یک قسم گلی که بواسطه گردیش سیب زمینی نیز گویند. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 171 ).
فرهنگ فارسی
احمق دیوانه
جمله سازی با بابوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شکنجه و اعدام علنی مکاندال (از طریق سوزاندن در آتش) به وضوح در رمان «بابوک» اثر گای اندور در سال ۱۹۳۴ به تصویر کشیده شده است. هم شورشگری مکاندال و هم قتل وحشیانه او در بابوک (بر اساس بوکمن) تأثیرگذار نشان داده میشود که به رهبری شورش بردگان در سال ۱۷۹۱ کمک میکند.
💡 قنات بابوک میتواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
💡 قلعه بابوک مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان بیرجند، بخش مرکزی، روستای ابراهیمآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۹۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 یوخن بابوک (انگلیسی: Jochen Babock؛ زادهٔ ۲۶ اوت ۱۹۵۳) ورزشکار بابسلد اهل آلمان بود.