لغت نامه دهخدا
انجامین. [ اَ ] ( ص ) انجام. یا در آخر آن برای وصف و نون برای اظهار وصفیت است. ( از شعوری ج 1 ورق 123 الف ).
انجامین. [ اَ ] ( ص ) انجام. یا در آخر آن برای وصف و نون برای اظهار وصفیت است. ( از شعوری ج 1 ورق 123 الف ).
انجام ٠ یا در آخر آن برای وصف و نون برای اظهار وصفیت است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مانتره ۴: آراسته به اندیشه نیک اهورایی، آرمان انجامین مانتره را برافرازیم.
💡 یعنی زهر گین چشمه سار (چشمه سار زهرآگین) بیرون دمند از او (از آن بیرون میجهند) و نیز در منظومه درخت آسوریک (که آنهم از آثار منسوب به مانوی است) در یک بیت ضمن مناظره بُز با درخت خرما واژه خانیگ (که هم به صورت پارتی خانیگ و هم بگونه پهلوی جنوبی خانیک خوانده میشود) بکار رفتهاست. نکتهای که یادآوری آن بایستهاست اینست که «گ» های انجامین پارتی در پهلوی ساسانی تبدیل به «ک» میشوند و در فارسی پس از اسلام میافتند و این تحول را در همین واژه میبینیم: خانیگ xânîg پارتی ـ خانیک xânîk پهلوی = خانی xânî فارسی امروزی».