لغت نامه دهخدا
اعراز. [ اِ ] ( ع مص ) تباه گردانیدن.( منتهی الارب ). فاسد گردانیدن و تباه کردن. ( ناظم الاطباء ). تباه کردن. ( یادداشت مؤلف ). فاسد ساختن: اَعرزتنی من کذا؛ ای اعوزتنی منه. ( از اقرب الموارد ).
اعراز. [ اِ ] ( ع مص ) تباه گردانیدن.( منتهی الارب ). فاسد گردانیدن و تباه کردن. ( ناظم الاطباء ). تباه کردن. ( یادداشت مؤلف ). فاسد ساختن: اَعرزتنی من کذا؛ ای اعوزتنی منه. ( از اقرب الموارد ).
تباه گردانیدن. فاسد گردانیدن و تباه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمد شفیع جهانشاهی از خاندان فضل و تقوی و دیانت بوده، پدر و اجدادش مجتهد زمان خود و مورد عنایت و اعراز سلاطین و مقامات کشوری بوده و بر مسند اجتهاد حکومت شرع را داشتهاند.
💡 بار پروردگارا! هر كدام از بندگانت كه سخن عادلانه و اصلاح كننده و بدون مفسده ما رادر دين و دنيا بشنود ولى پس از شنيدن از يارى آئين تو و اعراز دينت سر باز زند و پشتكند، ما تو را بر ضد او به شهادت مى طلبيم.