اریض

لغت نامه دهخدا

اریض. [ اَ ] ( ع ص ) مرد متواضع سزاوار خیر. || فربه: جدی اریض؛ بزغاله فربه. ( منتهی الارب ). || پاک. ( آنندراج ). || پهناور. ( منتهی الارب ). پهن و فراخ.
- عریض اریض؛ از اتباع است یعنی ثانی بمعنی اول است و به این معنی بدون اول نمی آید. ( منتهی الارب ).
اریض. [ اَ ] ( اِخ ) موضعی است در قول امروءالقیس:
أصاب َ قَطاتَین فسال لواهما
فوادی البدِی فانتحی للأریض.( معجم البلدان ).اریض یا یریض شهری است یا وادی ایست. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

مرد متواضع سزاوار خیر بزغاله فربه

جمله سازی با اریض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسفح مرجانه المحسود و ساکنها روض اریض و ما ثم موار و شعب قروذ فیه کل مونقه و فیه للهوا اشجار و انهار

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز