اریحه

لغت نامه دهخدا

اریحه. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) قریه ای است در دومیلی مغرب اریحا و دارای دویست تن سکنه عرب. رجوع به اریحا شود.

جمله سازی با اریحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یوشع قبل از حمله به اریحه دو جاسوس برای گزارش وضعیت محلی میفرستد. شاه اریحه از حضور این دو جاسوس خبردار میشود و دستور میدهد که آن دو را به حضور او بیاورند. زنی که دو جاسوس پیش او بودند رهاب نام داشت و او آن دو جاسوس را مخفی کرد. آن زن به جاسوسها میگوید که مردم اریحه بعد از اینکه قوم اسرائیل مصریان را در معجزه دریای سرخ (۴۰ سال قبل به دست موسی) شکست دادند میترسند و قول میدهد که در صورتی که او و خانواده اش نجات یابند به آنها کمک کند. جاسوسها قبول میکنند به شرطی که :

💡 شوفار شیپوری است که یهودیان به صدا در می‌آورند. شوفار از زمان موسی برای اعلام خبری مهم یا اخطاری از جانب خداوند به صدا در می‌آمد. در نبرد اریحه یوشع بن نون هفت کاهن را به همراه هفت شیپور هفت دور به دور دیوارهای اریحه چرخاند و از آن‌ها خواست که شیپور بزنند و سپس دیواری اریحه فرو ریخت. در ماه ایلول که قبل از سال نوی عبری در روش هشانا یا یوم هادین است شیپور به صورت مرتب به صدا درمی‌آید که نشان‌دهنده نزدیک شدن روز داوری (یوم هادین) است.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز