ادهی
مترادفها
هولناک، فاجعهآمیز، ناگوار
متضادها
نعمت، خوشبختی
لغت نامه دهخدا
ادهی. [ اَ ها ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از داهی. داهی تر. زیرکتر. زیرکتر در معاد و معاش.
- امثال:
ادهی من قس ( ابن ساعدة الایادی ).
ادهی من قیس بن زهیر.
|| دشوارتر. مکروه تر. سخت تر. واقعه عظیم تر: بل الساعة موعدهم والساعة ادهی و امر. ( قرآن 46/54 ).
ان ادهی مصیبة نزلت بی
ان تصدی و قد عدمت الشبابا.
( معجم الادباء چ مارگلیوث ج 1 ص 380 س 12 ).
فرهنگ فارسی
زیرکتر
جمله سازی با ادهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمازهای مندائیان براخه نام دارد و هر براخه دارای بوتههایی است که از متون مقدس به ویژه کتاب انیانی میباشند. در بوثه شاره یک براخه صبح اینگونه نام مندا ادهیی آورده میشود:
💡 مندا ادهیی که آوانگاری آن به لاتین (mænda-d-heyyĩ) میباشد در زبان مندائی معنی شناسا به وجود خداوند میدهد. در متون عربی نام این فرشته را عارف الحیاة برگردانده، اما مندائیهای ایران در متون فارسی آن را عرفان خداوند ترجمه کردهاند. هیی خدای واحد مندائیان بمعنی حیات و زندگی میباشد.
💡 مندا ادهیی (مندایی: ࡌࡀࡍࡃࡀ ࡖࡄࡉࡉࡀ) فرشتهٔ مقرب درگاه هیی خدای دینی مندایی است. نام این فرشته در متون دینی و نمازها معمولاً بلافاصله پس از نام هیی ذکر میشود.