ابراهیم سامانی
لغت نامه دهخدا
ابراهیم سامانی. [ اِ م ِ ] ( اِخ ) ابراهیم بن احمدبن اسماعیل. یکی از شاهزادگان سامانی. بواسطه مخالفت با نصربن احمد مدتی محبوس و پس از رهائی باز بسبب داعیه استقلال و محاربه و مغلوبیت به عراق عرب رفته و تا وقتی ابوعلی محتاجی از نوح بن نصر برادرزاده ابراهیم رنجیده گشت و خواست از ری بمحاربت او رود ابراهیم را از موصل بخواست و با وی بیعت کرد و با او ببخارا رفته امیر نوح را شکست داد. پس از آنکه امیر نوح مملکت خویش را بچنگ آورد ابراهیم اظهار ندامت کرد وچندی مرفه بود ولیکن باز گرفتار شده مکحول گردید.
فرهنگ فارسی
یکی از شاهزادگان سامانی
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ابواسحاق سامانی، ابراهیم بن احمد (قرن ۴ق)
جمله سازی با ابراهیم سامانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابراهیم سامانی یکی از شخصیتهای مهم در تاریخ منطقه بود که نقش بسزایی در شکلگیری ساختارهای سیاسی و اجتماعی آن دوران ایفا کرد.
💡 محققان تاریخ با مطالعهی اسناد کهن، تلاش میکنند تا زندگینامه و دستاوردهای بزرگ ابراهیم سامانی را به طور کامل و دقیق بازسازی کنند.
💡 نام ابراهیم سامانی در کنار دیگر بزرگان آن عصر، همواره به عنوان نمادی از قدرت و اقتدار در کتابهای درسی تاریخ باستان ذکر میشود.