لغت نامه دهخدا
معتضد با. [ م ُ ت َ ض ِ دُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) ابوبکربن المستکفی عباسی پس از مرگ برادر خود حاکم در مصر خلافت یافت ( در جمادی الثانیه 753 هَ. ق. ) و امیر مبارزالدین محمد در فارس و یزد و کرمان خطبه به نام او خواند. ( تاریخ الخلفاء سیوطی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 289 شود.
معتضد با. [ م ُ ت َ ض ِ دُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) احمدبن طلحة ( الموفق باﷲ )بن جعفر ( المتوکل باﷲ ). مکنی به ابوالعباس شانزدهمین خلیفه عباسی ( 242 - 289 هَ. ق. ) در بغداد ولادت و نشأت یافت و در همانجا درگذشت. وی پس از وفات عم خود معتمد به سال 279 به خلافت نشست و به سبب کفایتی که داشت فتنه ها را فرونشاند و گردنکشان را در بلاد مختلف مغلوب ساخت. مورخان او را خلیفه ای شجاع و صاحب عزم و با سطوت معرفی کرده اند. مدت خلافت او در حدود ده سال بوده است. وی بر عمرو لیث صفاری دست یافت و به سال 289 در موقع احتضار به قتل او فرمان داد. و رجوع به اعلام زرکلی چ جدید ج 1 ص 136 و تاریخ مفصل ایران تألیف عباس اقبال و کامل ابن اثیر چ بیروت ( 1385 هَ. ق. ) ج 7 صص 452 - 513 و تجارب السلف صص 194 - 196 و تاریخ گزیده چ عبدالحسین نوایی صص 333 - 336 و مجمل التواریخ و القصص صص 367 - 370 و حبیب السیر چ خیام صص 383 - 386 شود.، معتضدبا. [ م ُ ت َ ض ِ دُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) داودبن محمد ( متوکل علی اﷲ )بن معتضد اول ( ابی بکربن سلیمان ) مکنی به ابوالفتح و ملقب به معتضدباﷲ ثانی ( 755 -845 هَ. ق. ) از خلفای دولت عباسی مصر است. به سال 816 هَ. ق. پس از دستگیری برادرش مستعین باﷲ عباسی در قاهره با او بیعت کرده شد و سرانجام بر اثر بیماریی طولانی درگذشت. ( از اعلام زرکلی چ جدید ج 3 ص 11 ).
معتضدبا. [ م ُ ت َ ض ِ دُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) عبادبن محمدبن اسماعیل بن عباد لخمی ( متوفی به سال 464 هَ. ق. ) از فرزندان نعمان بن منذر و دومین پادشاه دولت عبادیه در اشبیلیه اندلس است. وی پس از وفات پدر به سال 439 به فرمانروایی رسید. ( از اعلام زرکلی ج 2 ص 468 ). و رجوع به ابوالقاسم محمدالمعتمد علی اﷲ شود.