لغت نامه دهخدا
مرفود. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از رفد. عطا شده. داده شده: واتبعوا فی هذه لعنة و یوم القیامة بئس الرفد المرفود. ( قرآن 99/11 ). رجوع به رفد شود.
مرفود. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از رفد. عطا شده. داده شده: واتبعوا فی هذه لعنة و یوم القیامة بئس الرفد المرفود. ( قرآن 99/11 ). رجوع به رفد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز قد و عکس رخ و دست تو در اینصورت به نیرّ ین دگر آسمان شود مرفود