مجهد

لغت نامه دهخدا

مجهد. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) آن که بار کند بر ستور فوق طاقت او. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اجهاد شود. || آرزومند طعام. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). || احتیاط کننده در کار. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || رجل مجهد؛ صاحب ستور ناتوان از ماندگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || آزرده کننده و رنج رساننده. || کسی که به سختی و شدت کاری را می کند. || آغشته کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || گدازنده. || سپیدرو. ( ناظم الاطباء ). || شتاب رونده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
مجهد. [ م ُ هََ ] ( ع ص ) مشتاق و خواهان. || آرزو داشته. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

فرهنگ فارسی

مشتاق و خواهان

جمله سازی با مجهد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اريد ان تسميَّه لى حتى اعرفه باسمه فقال: ساءلتنى واللّه يا ابا خالد عن سؤال مجهد ولقد ساءلتنى عن امر لوكنت محدّثا به احدا لحدثتك ولقد ساءلتنى عن امر لوان بنى فاطمه عرفوه حرصوا على ان يقطعوه بضعة بضعة.(186)

💡 (( ساءلتنى و اللّه يا ابا خالد عن سؤ ال مجهد و لقد ساءلتنى عن امر لو ان بنىفاطمة عرفوه حرصوا على ان يقطعوا بضعته؛))

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز