متبرع

لغت نامه دهخدا

متبرع. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ ] ( ع ص ) نیکویی کننده برای رضای خدا. ( فرهنگ فارسی معین ). دهش کننده چیزی که بر وی واجب نبود. ( آنندراج ). دهشی که بر شخص واجب نباشد. یقال فعله متبرعاً؛ کرد آن کار را برای ثواب. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). || به معنی فائق آمده باشد در فضل و شجاعت. ( آنندراج ). و رجوع به تبرع شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ بَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) نیکویی کننده برای رضای خدا.

فرهنگ عمید

بخشش کننده و نیکویی کننده برای رضای خدا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نیکویی کننده برای رضای خدا.

جمله سازی با متبرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 8 - در مساقات شرط نيست كه حتماعامل خودش مستقيما اقدام به آبيارى كند، بنابراين جائز است براى انجام بعضى از كارهاو يا اتمام آن اجيرى بگيرد كه اگر گرفت اجرت او به عهده خودعامل است، همچنانكه جائز است كسى داوطلبانه و بدون مزد كار اجير را بكند و اجير سهميهمقرر خود را خودش بگيرد، بله اگر آن شخص قصد تبرع داشته باشد كافى بودنش ازعامل مشكل است، و از اين مشكل تر جائى است كه متبرع قصد تبرع از مالك و كمك به او راداشته باشد، در موردى هم كه عامل تنها موظف به آب دادن باشد و درختان به خاطر بارشباران بى نياز از آبيارى باشند و اصلا محتاج به آب نباشند هميناشكال هست، بله اگر غير از آبيارى باشند و اصلا محتاج به آب نباشند هميناشكال هست، بله اگر غير از آبيارى وظائفى ديگر نيز به عهده گرفته باشد و بهخاطر باران بى نياز از آبيارى بشود لكن وظائف ديگر همچنان باقى باشد اگر آنوظائف كارهائى باشد كه در بيشتر شدن ميوه مؤ ثر استعامل مستحق سهم خود هست و گرنه محل اشكال است.

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز