لغت نامه دهخدا
ماذ. ( ع ص ) نیکو و خوش طبع زیرک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نیکوروی خوش طبع زیرک که صحبت وی خنده آورد. ( ناظم الاطباء ).
ماذ. ( ع ص ) نیکو و خوش طبع زیرک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نیکوروی خوش طبع زیرک که صحبت وی خنده آورد. ( ناظم الاطباء ).
نیکو و خوش طبع زیرک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ب: زمان زمين و قدرت بر تسخير و كشف منافع و امكانات آن و استفاده از بركات و آثارشبه نوع انسان واگذار شده است، نه انسانى خاص. اين نشان مى دهد كه خليفه خدا درزمين، يعنى جانشينى كه بتواند به عنوان آيت و مظهر ويژه و ماذون از طرف او تصرفكند و امكانات بالقوه زمين را به فعليت برساند نوع انسان است، نه انسان خاص.
💡 خداى سبحان در اين كريمه به رسول خود دستور مى دهد تا محروميت شخص ماذون در تركصحنه را با استغفار جبران كند؛ زيرا او از فيض حضور در كنار امام محروم شده و همينطور بر رهبر لازم نيست به هر كسى كه اجازه مى خواهد اذن رفتن دهد، بلكه زمام امر بهدست اوست و به هر كسى صلاح ديد مى تواند اذن بدهد.
💡 در مجمع البيان مى گويد: از امام باقر (عليه السلام ) روايت شده كه فرمود:رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هنوز ماءمور بهقتال و ماذون به آن نشده بود كه آيه (اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا)نازل، و جبرئيل شخصا شمشير بر كمر آن جناب ببست.