لهج

لغت نامه دهخدا

لهج. [ ل َ هََ ] ( ع مص ) شیفتگی کردن به چیزی. شیفتگی نمودن. || آزمندی نمودن به چیزی همواره. ( منتهی الارب ). حریص شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ) ( منتخب اللغات ). || حرص نمودن. || برآغالیدن. ( منتخب اللغات ).

فرهنگ فارسی

شیفتگی کردن به چیزی یا حریص شدن ٠

جمله سازی با لهج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اللهم حقن دمائنا و دمائهم و اصلح ذات بيننا و بينهم واهدهم من ضلالتهم حتى يعرفالحق من جهله و يرعوى من البغى و العدوان من لهج به

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز