قعقعه

لغت نامه دهخدا

( قعقعة ) قعقعة. [ ق َ ق َ ع َ ] ( ع مص )آواز دادن سلاح. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || دور کردن گاو را با گفتن قَعقَع. ( اقرب الموارد ). گاو راندن به لفظ قعقع. ( منتهی الارب ). || گردانیدن تیر قمار وقت باختن. || رفتن در زمین و جنبیدن. گویند: قعقعت عُمُدُهم؛ به معنی کوچ کردند. و در مثل است: مایُقَعْقَعُ له بالشنان؛در حق شخصی گویند که به سختیهای روزگار خوار و ذلیل نگردد و نترسد و باک ندارد به چیزهای بی حقیقت. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || قعقع القارورة؛ اراغ نزع صمامها من راسها ( ؟ ). ( اقرب الموارد ).
قعقعة. [ ق َ ق َ ع َ ] ( ع اِ ) آواز سلاح و نحو آن. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). آواز سپر و سلاح و مانند آن. || بانگ دندان که وقت سخت خائیدن چیزی برآید. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بانگ سبوی نزدیک آب پر شدن. ( مهذب الاسماء ). || آواز تندر و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آواز قَعقَع. ( اقرب الموارد ). || آواز پوست خشک. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ عمید

۱. صدایی که از حرکت دادن چیزی خشک برخیزد.
۲. صدای برخورد اسلحه.
۳. صدای دندان ها هنگام خاییدن چیزی.

فرهنگ فارسی

حرکت دادن چیزی خشک که از آن صدابرخیزد، صدای برخورداسلحه

جمله سازی با قعقعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملكى نازل شد و دزد را كشت، و به تاجر گفت: من ملكى هستم از فرشتگان آسمان سوم،زمانى كه اولين بار گفتى (( ((يا مغيث اغثنى )) )) از درهاى آسمان قعقعه صدائىبلند شد، درهاى آسمان گشوده شد، شرارى هم ظاهر گرديد، دفعه سوم كه گفتى: ((((يا مغيث اغثنى )) )) جبرئيل آمد و گفت: كيست كه اين غمگين را خلاص كند؟ من جواب دادممن حاضرم، اى بنده خدا بدان هر كسى در وقت شدت و سختى اين دعا را بخواند هماناجابت مى شود.(99)

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز