قضاءه

لغت نامه دهخدا

( قضاءة ) قضاءة. [ ق ُءَ ] ( ع اِ ) عیب و فساد. || عار و ننگ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قَضْاءة شود.
قضاءة. [ ق َ ءَ ] ( ع اِ ) عیب و فساد و تباهی. || عار و ننگ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). گویند: فی حسبه قضاءة. ( منتهی الارب ):
تعیرنی سلمی و لیس بقضاءة؟( از اقرب الموارد ).رجوع به قُضْاءة شود.

جمله سازی با قضاءه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال الرضا عليه السلام: اعلم انّ من استدان دينا و نوى قضائه فهو فى امان اللهحتى يقضيه فان لم ينو قضاءه فهو سارق. بحار / 103 / 150

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز