قضائه

لغت نامه دهخدا

( قضائة ) قضائة. [ ق َ ءَ ] ( ع مص ) فساد. ( اقرب الموارد ). تباه شدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

فساد تباه شدن

جمله سازی با قضائه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فعليكم -يا عم و ابن عم و بنى عمومتى و اخوتى - بالصبر و الرضا و التسليم والتفويض الى الله عزوجل و الرضا و الصبر على قضائه و التمسك بطاعته والنزول عند امره وافرغ الله علينا و عليكم الصبر، و ختم لنا و لكم بالسعادة و انقذنا واياكم من كل هلكه بحوله و قوته انه سميع قريب.

💡 (( والخلع للخداء دون الاحتقاءو سن فى قضائه الحافى الحفاءو در اين روز، سنه 577، (عبدالرحمن بن محمد) معروف به (ابن الانبارى - نحوى )وفات كرد و (انبار) در قديم بلدى بوده در جنب فرات، ده فرسخى (بغداد) و درسابق انبار طعام كسرى بوده.

💡 عن ابى عبدالله عليه السلام قال: من امهر مهرا ثم لا ينوى قضائه كان بمنزلةالسارق.وسائل / 7 / 21

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز