قابلیت انحلال

مترادف‌ها

حلالیت

لغت نامه دهخدا

قابلیت انحلال. [ ب ِ لی ی َ ت ِ اِ ح ِ ] ( ترکیب اضافی، اِمص مرکب ) انحلال پذیری. رجوع به قابل انحلال شود.

فرهنگ فارسی

انحلال پذیری رجوع به قابل انحلال شود.

جمله سازی با قابلیت انحلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بین یک رنگدانه که در محمل خود نامحلول است (در اثر یک تعلیق) و یک رزانه که خود به تنهایی مایع بوده یا در محمل خود محلول می‌باشد (در اثر حل شدن) معمولاً تفاوتی وجود دارد. یک کلرانت بسته به محملی که با آن درگیر است، می‌تواند به عنوان یک رنگدانه یا رزانه عمل نماید. در برخی موارد، رنگدانه می‌تواند از ته‌نشینی یک رزانه محلول با یک نمک فلزی حاصل شود. رنگدانه حاصل، «رنگدانه لاکی» نامیده می‌شود. عبارت رنگدانه بیولوژیکی برای تمامی رنگدانه‌هایی بکار می‌رود که مواد رنگی آن‌ها مستقل از قابلیت انحلال‌پذیری آنهاست.

💡 میزان قابلیت انحلال دارو در آب برای تعیین سرعت جذب آن در خون و اثربخشی نهایی درمان در بدن بیمار بسیار تعیین‌کننده است.

💡 در آزمایش‌های شیمیایی، دانشمندان باید دقت کنند که تغییر در دما می‌تواند بر قابلیت انحلال مواد جامد در حلال‌های مختلف تأثیر مستقیم بگذارد.

💡 برای بهبود قابلیت انحلال برخی ترکیبات دارویی، از تکنولوژی‌های نانو برای افزایش سطح تماس ماده با محیط مایع استفاده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران