دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی فَرَشْنَاهَا: آن را گستردیم
ریشه کلمه:
فرش (۶ بار)ها (۱۳۹۹ بار)
گستردن. «فَرَشَ الشَّیْءَ: بَسَطَهُ».. زمین را گستردیم بهتر آماده کنندگانیم. فرش و فراش (بر وزن حساب) مصدراند و به معنی مفعول (مفروش) نیز آیند. مثل. خدائی که زمین را به نفع شما گسترده گردانید. فراش به فتح اول جمع فراشه به معنی پروانه است. روزی که مردم مانند پروانههای پراکنده شوند.. به عقیده راغب فرش به معنی حیوان مرکوب است گوید: «الفرش ما یفرش من الانعام ای یرکب» به نظر نگارنده مراد از حموله حیوان باربر و از فرش مرکوب است یعنی: از چهارپایان باربر و مرکب برای شما مسخر کرد بخورید از آنچه خدا روزی داده. اینکه حَمُولَه را چهارپایان بزرگ و فَرْش را چهارپایان کوچک (کره) گفتهاند بسیار سخیف است این آیه نظیر آیات ذیل است که بار بردن و مرکب بودن چهارپایان را عنوان کرده است.. فُرُش بر وزن عُنُق جمع فراش است. راغب گفته به هر یک از زوجین به طور کنایه فراش گفته میشود که رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله» فرموده: «اَلْوَلَدُ لِلْفِراشِ». حدیث فوق چنین است: «الْوَلَدُ لِلْفِراشِ وَ لِلْعاهِرِ الْحَجَرُ» به نظر راغب فراش در حدیث به معنی شوهر است. یعنی فرزند مال شوهر است و زانی ممنوع میباشد. فیومی نیز در مصباح آن را شوهر معنی کرده و گوید: زوجین نسبت به یکدیگر فراش نامیده میشوند. «مَرْفُوعَة» چنانکه گفتهاند به معنی بلند مقام است در عقل و جمال و کمال یعنی: برای آنهاست زنانی والامقام که ما آنها را به طرز مخصوصی به وجود آوردهایم و آنها را دوشیزگان قرار دادیم.