لغت نامه دهخدا
فراسن. [ ف ُ س ِ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فراسن. [ ف ُ س ِ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واقعگرایی پس از اثباتگرایی به فلسفه غالب علم مبدل گردید.: 70 بس ون فراسن در کتاب خود تصویر علمی (۱۹۸۰) نظریهٔ تجربهگرایی ساختاری را بهعنوان جایگزینی برای واقعگرایی مطرح نمود. او بر ضد واقعگرایی علمی این استدلال را مطرح مینماید. نظریههای علمی به دنبال یافتن حقیقت برای اصطلاحات غیرمشاهداتی نیستند. پاسخها به ون فراسن باعث قاطع شدن موقفهای واقعگرایی گردیده و منتهی به برخی بازنگریها در واقعگرایی علمی شدهاست.