فام ده

لغت نامه دهخدا

فام ده. [ دِه ْ ] ( نف مرکب ) بستانکار. طلبکار. وامخواه. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به فامدار شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) طلبکار وامخواه.

جمله سازی با فام ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اين شبستان محرابى است پنج تركى با ازاره مرمر و جدار كاشى كارى معرق و پوششرسمى بندى نيز آراسته به كاشى هاى معرق الوان كه در سه طرف آن كتيبه اى بهعرض چهل سانتيمتر با دو حاشيه فيروزه فام ده سانتيمترى از كاشى هاى معرق كه روىآن به خط ثلث سفيد، سوره مباركه قد افلح المؤمنون (184) و در پايان سوره عبارتصدق الله العظيم 1388 معرق گرديده است، به چشم مى خورد. (185)

تنها یعنی چه؟
تنها یعنی چه؟
مختلف یعنی چه؟
مختلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز