غابن

لغت نامه دهخدا

غابن. [ ب ِ ] ( ع ص ) سست در کار. سست کار. ( آنندراج ). || در تداول فقه، آن که در معامله طرف دیگر را مغبون می کند غبن فلاناً فی البیع و الشراء... خدعه و غلبه فهو غابن و المخدوع مغبون، و غبن فلاناً: نقصه فی الثمن او غیره فهو غابن و ذاک مغبون. ( اقرب الموارد ). زیان کننده. ( دهار ).

فرهنگ عمید

۱. خدعه کننده در خرید و فروش، مغبون کننده.
۲. کسی که در کار سستی کند، سست کار.

فرهنگ فارسی

خدعه کننده درخریدوفروش، مغبون کننده
سست در کار. زیان کننده

جمله سازی با غابن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 1 - مغبون حق ندارد از غابن تفاوت قيمت را مطالبه كند، بلكه تنها مىتواند معامله را فسخ نموده و يا بهمان بهائى كه مقرر شده رضايت دهد، همچنانكه باپرداخت تفاوت از ناحيه غابن هم خيار مغبون از بين نمى رود، بله اگر با رضايت يكديگرباشد اشكال ندارد.

💡 البته در اين ميان وجه سومى هم هست، و آن اين است كه تغابن را تنها مخصوص گمراهانبـدانيم و بگوييم: اين دسته دو طايفه هستند كه هر يك به دست ديگرى مغبون مى شوند،يـكـى طـايـفه گمراه كننده، ديگرى گمراه شونده، طايفه گمراه كننده غابن هستند، زيراپيروان خود را وادار به دنياپرستى و ترك آخرت و در نتيجه وادار به گمراهى نموده،آنـان را مـغـبـون مـى سـازند، و مغبون هستند، براى اينكه همان پيروان ضعيف، ايشان را باپـيـروى كـوركورانه خود كمك نموده، استكبارشان را بيشتر مى كنند، پس هر دو طايفه همغابن اند و هم مغبون.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز