لغت نامه دهخدا
عیش ساز. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیش سازنده. عیش و عشرت کننده. خوش گذران:
مژده مژده ای گروه عیش ساز
کآن سگ دوزخ به دوزخ رفت باز.مولوی.
عیش ساز. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیش سازنده. عیش و عشرت کننده. خوش گذران:
مژده مژده ای گروه عیش ساز
کآن سگ دوزخ به دوزخ رفت باز.مولوی.
عیش سازنده عیش و عشرت کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با غم دل من خوشم با گلشن و با غم چه کار عشقبازان دیگرند و عیش سازان دیگرند
💡 در او جام گل از بس عیش ساز است دماغ از منت می بی نیاز است
💡 تو عیش ساز کن ای جان مضطرب که ز راه قرار بخش اسیران بیقرار آمد
💡 شاد بنشین اندرین فرخنده اقبال آشیان نام جوی و کام یاب و عیش ساز و جام خواه
💡 در عیش ساز و عادت خسرو بنا نهاد در رسم و عدل شیوهٔ نوشیروان گرفت
💡 بخلق عالمی ای اهل عشق ناز کنید رسید یار ز ره ساز عیش ساز کنید