عیب پوشیدن

لغت نامه دهخدا

عیب پوشیدن. [ ع َ / ع ِ دَ ] ( مص مرکب ) مخفی کردن عیب.نهان کردن نقص و گناه. مقابل عیب جستن:
ره من همه زهر نوشیدن است
هنر جستن و عیب پوشیدن است.نظامی.ور خدا خواهد که پوشد عیب کس
کم زند در عیب معیوبان نفس.مولوی.به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن.حافظ.بر من رسواشده عیب کوش
عیب تو پوشی که توئی عیب پوش.امیرخسرو ( از آنندراج ).گر نظیری شکوه از بی مهریت دارد مرنج
عیب مولا را چو پوشد بنده دولتخواه نیست.نظیری.پرده مردم دریدن عیب خود بنمودن است
عیب خود می پوشد از چشم خلایق عیب پوش.صائب.

فرهنگ فارسی

مخفی کردن غیب نهان کردن نقص و گناه

جمله سازی با عیب پوشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لباسی خوش‌نماتر از لباس عیب پوشیدن نباشد ورنه می‌گفتم تو او را کسوت تن کن

💡 هزار جرم زخما دید و جمله را پوشید ز پیر میکده آموز، عیب پوشیدن

💡 به غیر ساتر و ستار، اسم اعظم نیست که بهترین صفات است، عیب پوشیدن

💡 به پیرِ میکده گفتم که چیست راه نجات ؟ بخواست جامِ می و گفت عیب پوشیدن

💡 عیب پوشیدن این طایفه عیبی است بزرگ همچو آیینه از این روی نمایند صفا

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز