عهد درست
مترادفها
پیمان درست
متضادها
عهد شکن، پیمانشکن، بیعهدی
لغت نامه دهخدا
عهددرست. [ ع َهَْ دْ دُ رُ ] ( ص مرکب ) آنکه عهدو پیمانش درست و صحیح باشد. درست پیمان:
همت از عهددرستان خواهم
کار با دلبر پیمان شکن است.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
آنکه عهد و پیمانش درست و صحیح باشد درست پیمان
جمله سازی با عهد درست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما توبه شکستیم ولی عهد درستی با ساقی سرمست ببستیم دگر بار
💡 شکوه مرد در عهد درست است مدان مرد، آنکه گاه عهد سست است
💡 لذت تیغ غمت باد بر آن کشته حرام که نه با عهد درست و کفن چاک رود
💡 چون ابر به نوروز رخ سبزه بشست با باده لعل کن سر عهد درست
💡 بسته ام عهد درستی با شکستن در ازل از فلک امیدوار مومیایی نیستم
💡 هر چه در پاداش این عهد درست خواهی از ما خواه یکسر زان تست