عمم. [ ع َ م َ ] ( ع اِمص ) کلانی جثه در مردم و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بسیاری. ( منتهی الارب ). کثرت. ( اقرب الموارد ):
زین عمم در خون و در گل مانده ای
همچو مرغ نیم بسمل مانده ای.عطار.|| فراهم شدگی. ( منتهی الارب ). اجتماع. || ( ص، اِ ) عام و کامل از هر چیزی. ( از اقرب الموارد ): هو عمم خیر؛ رای و عطا و احسان او عام است. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ).
عمم. [ ع ُ م َ ] ( ع اِ ) تمام جسم و مال و جوانی. ( از اقرب الموارد ): استوی علی عممه؛ برابر شد بتمام جسم و مال و شباب خود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ عَمیم. رجوع به عمیم شود.
تمام جسم و مال و جوانی استوی علی عمعه یعنی برابر شد بتمام جسم و مال و شباب خود
[ویکی الکتاب] معنی أُمَمٌ: امتها
تکرار در قرآن: ۵(بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از توفتح باب خواهم زآنکه فرموده نبی شهر علمم من پسر عمم علی او راست باب
💡 من نرنجم هرگز از بیمهریت ای آفتاب گرچه با دشمن بر عمم مهربانیها کنی
💡 بین راه به منزلی فرود آمدیم. ناگهان ماری بیرون آمد. مردمان به کشتنش شتافتند و پسر عمم من بر آن ها پیشی گرفت و آن را بکشت.
💡 حضرت امير عليه السلام فرمود: كه؛ تو را كشت ؟ گفت: عمم، حديث من حسان !گفت: برو نزديك قوم خود و ايشان را خبر ده.
💡 آنگاه فرمود كه: ابوبكر معروف به مفيد گفت: من اثر شكستگى را در صورت او ديدم واو گفت: خبر كردم اميرالمؤ منين عليه السلام را به قصه و حديث خود در سفرم و مردن پدرو عمم و چشمه اى كه از آن نوشيدم، تنها. پس فرمود كه: (اين چشمه اى است كه نمىنوشد از آن احدى مگر آنكه عمر طولانى مى كند. بشارت باد تو را كه تو عمر مى كنى ونبودى كه بعد از آشاميدن، آن را بيابى.)
💡 على عليه السلام فرمود: راست گويد - مقصودش از كلمه (اصلى ) نماز خواندن نيست،بلكه - صلوات بر پسر عمم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرستادن است.(كه جايز و غير مشروط به وضو باشد).