علی سلطان

لغت نامه دهخدا

علی سلطان. [ ع َ س ُ ] ( اِخ ) نسب او به اوکتای قاآن میرسد. وی در زمانی که بیسوتیمور از امرای چنگیزی در حدود سال 727 هَ. ق. سلطنت می کرد، بر او خروج کرد و بر الوس جغتای استیلا یافت و عهدنامه قبل خان و قاجولی بهادر را ضایع ساخت و چندگاهی پادشاهی کرد و پس از فوت او محمدخان بن پولادخان بن کونجک بر تخت پادشاهی نشست. ( از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 91 ).
علی سلطان. [ ع َ س ُ ] ( اِخ ) قوچین. وی از سرداران میرزا شاهرخ بهادر بود. در روز جمعه بیست وسوم ربیعالآخر سال 830 هَ. ق. وقتی که شاهرخ میرزا به مسجد جامع هرات رفته بود، شخصی احمدلر نام که از مریدان فضل اﷲ استرآبادی بود وی را با کارد مورد حمله قرار داد و زخمی کرد. و این علی سلطان قوچین در همان ساعت او را بکشت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 615 شود.

جمله سازی با علی سلطان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرد در گردون تصرف داد بر خورشید رجعت تا بدانی ملک هستی جز علی سلطان ندارد

💡 حاکم او در ولایت اولیا او را مرید شاه عالم خوانمش هر کو علی سلطان اوست

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز