صورت پیدا کردن
مترادفها
پدیدار شدن، آشکار شدن، ظاهر شدن، نمایان شدن
متضادها
ناپدید شدن، از بین رفتن
لغت نامه دهخدا
صورت پیدا کردن. [ رَ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جمال یافتن. زیبا شدن:
قلم سنبل شود گر وصف گیسوی تو بنویسم
خطم صورت کندپیدا چو از روی بنویسم.دانش ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
جمال یافتن
جمله سازی با صورت پیدا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گوفی باید هر قسمت از خانه خود را که شامل ۱۵ اتاق مجزا است، کشف کند. هر اتاق شامل عناصری مانند مخلوط کن در آشپزخانه یا میز است که در گاراژ دیده میشود که بازیکن میتواند با آن تعامل داشته باشد. تمرکز اصلی مراکز بازی در حوالی جمع کردن ۵۰ قوطی فیلم و اشیاء خاصی است که گوفی در تمام خانه خود جای دادهاست. علاوه بر این، چند بازی کوچک وجود دارد که در صورت پیدا کردن تمام اشیاء مورد نیاز، میتوانید از طریق نقاشیهای موجود در اتاق استراحت خانه گوفی به آنها دسترسی پیدا کنید. بازیهای کوچک میتوانند از گلف و ماهیگیری تا اسکی و رانندگی متغیر باشند (بر اساس نحوه بازی)...)
💡 با پیشرفت تکنولوژیهای جدید و هوش مصنوعی، بسیاری از مشاغل سنتی در دنیای مدرن امروزی شروع به تغییر شکل و صورت پیدا کردن کردهاند.
💡 پس از بررسیهای دقیق و آزمایشهای متعدد در آزمایشگاه، بالاخره طرح اولیه برای ساخت این دستگاه پیچیده توانست به صورت عملی صورت پیدا کند.
💡 با گذشت زمان و تغییرات اقلیمی، بسیاری از مسائل زیستمحیطی که زمانی ناچیز بودند، اکنون به یک بحران جدی و جهانی صورت پیدا کردهاند.