صفاک

لغت نامه دهخدا

صفاک. [ ص َف ْ فا ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان آب بلوک عنافجه بخش مرکزی شهرستان اهواز. 32هزارگزی شمال اهواز و 3هزارگزی خاوری راه آهن و کنار رود. دره،دشت. گرمسیر. سکنه 200 تن. آب از رودخانه دز. محصول آنجا غلات و لوبیا در ساحل. شغل اهالی زراعت و گله داری. و صنایع دستی قالیچه بافی است. راه در تابستان اتومبیل رو است. تپه معروف کتیبه از آثار ابنیه قدیمی است. ساکنین از طایفه دغاغله هستند. جنگل بید در ساحل رودخانه دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان میان آب بلوک عناقچه بخش مرکزی شهرستان اهواز

جمله سازی با صفاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزی که میر کعبه کشد ز انتقام کین از خیره خصم خونی صفاک کربلا