عنافجه

لغت نامه دهخدا

( عنافجة ) عنافجة. [ ع َ ف ِ ج َ ] ( اِخ ) شعبه ای است از قبیله آل باکثیر، از قبایل خوزستان که در شبلی میان سیاه چادرها متوقف هستند. و نیز در قریه شعیب قریب سیصد خانوار و در مقرنات کنار رود کارون در حله و دله، هشتاد خانوار از اعراب عنافجه آل کثیر هستند. قسمتی ازاین اعراب در نعیمه و بعضی در قریه شعیب میان دو رود شوشتر ساکنند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 91 ).

فرهنگ فارسی

شعبه ایست از قبیله آل باکثیر از قبایل خوزستان که در شبلی میان سیاه چادرها متوقف هستند و نیز در قریه شعیب قریب سیصد خانوار و در مقرنات کنار رود کارون در حله و دله هشتاد خانوار از اعراب عنافجه آل کثیر هستند

جمله سازی با عنافجه

💡 پس از مدتی مولی عبداللـه مشعشعی با گروهی از عشایر بنی‌ساله و عنافجه (عنافقه) متحد شد و برای سرکوب شاه حداد به دزفول حمله کرد.

💡 به دنبال جنگی سخت، شیخ حداد به دست عشایر عنافجه دستگیر شد.

💡 مولی عبدالله مشعشعی با گروهی از عشایر بنی ساله، با وی و عنافجه (عنافقه) به سرکوب شاه حداد به دزفول رفت.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز