قمطر

لغت نامه دهخدا

قمطر. [ ق ِ م َ ] ( ع ص ) شتر قوی دفزک. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || مرد کوتاه بالا. ( منتهی الارب ). الرجل القصیر الضخم. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) کتاب دان. ( منتهی الارب ). آنچه در آن کتاب نگهداری شود. ( اقرب الموارد ). || خنور شکر و نبات:
شکر ز قمطر برگشادی
شربت کردی ولی ندادی.نظامی ( لیلی و مجنون ص 121 ).|| آنچه در پای مردم اندازند. ( منتهی الارب ). || چوبی که در پای مجرمین قرار دهند. ( اقرب الموارد ). || سگ با پای بند از جهت کجی هر دو ساق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(قِ مَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - صندوقی که در آن کتاب را حفظ کنند. ۲ - آوند شکر و نبات. ۳ - چوبی که به شکل قید پای مجرمان را در آن بند کنند. ۴ - مرد کوتاه.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
شدید در شرّ. «اِقْمَطَّرَ الْیَومُ: اِشْتَدَّ» اصل آن به معنی جمع شدن و جمع کردن است «قَمْطَرَالشَّی‏ءُ» یعنی شی‏ء جمع شد یا آن را جمع کرد پس یوم قمطریر روزی است که شرها در آن روز رویهم انباشته شده. رجوع شود به «عبس». این لفظ فقط یکبار در قرآن آمده است.

ویکی واژه

صندوقی که در آن کتاب را حفظ کنند.
آوند شکر و نبات.
چوبی که به شکل قید پای مجرمان را در آن بند کنند.
مرد کوتاه.

جمله سازی با قمطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ضمیر و طبع تو بی بارنامه نی و خار قمطرهای شکر داد و قطرهای گلاب

💡 شد بیغما گوهرین قندیل وبلورین قمطر گشت غارت خلخی دیبا و صقلابی ثیاب

💡 نانکی می خورد و رختی می درید راهکی می رفت و قمطر می جوید

💡 زان قوم کران خوی که با بار قمطره نادان بود آنکس که شتر در شمر آرد

💡 نقل است که هفت قمطره از کتب حدیث داشت، در زیر خاک دفن کرد. روایت نکرد. گفت: از آن روایت نمی‌کنم که در خود شهوت می‌بینم. اگر شهوت دل خاموشی بینم روایت کنم.

💡 مهتر بود خزانهٔ زر تو از خزر بهتر بود قمطرهٔ عود تو از قمار

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز