لغت نامه دهخدا
افکنده گوش. [ اَ ک َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) فروهشته گوش. گوش بخم: صیادی سگی معلم داشت، ازین پهن بری، باریک ساقی، لاغرمیانی، فربه سرینی، افکنده گوشی. ( سندبادنامه ص 200 ).
افکنده گوش. [ اَ ک َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) فروهشته گوش. گوش بخم: صیادی سگی معلم داشت، ازین پهن بری، باریک ساقی، لاغرمیانی، فربه سرینی، افکنده گوشی. ( سندبادنامه ص 200 ).
فرو هشته گوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر غو تندر مدام افکنده گوش برق اگر ریزد همی گیرد بدوش