شیر گرم
مترادفها
شیر ولرم
لغت نامه دهخدا
شیرگرم. [ گ َ ] ( ص مرکب ) هر مایعی که فاتر و نیم گرم باشد. ( ناظم الاطباء ). نیم گرم و معتدل. ( از آنندراج ). به گرمی شیر آنگاه که دوشند. وِلَرْم. فاتر. ملایم. نه گرمی گرم و نه سردی سرد. ممهد. فاتره. ملول. ( یادداشت مؤلف ): پیوسته به آب شیرگرم با روغن بابونه و روغن شست تکمید می کنند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
گفت آبش ده ولیکن شیرگرم
گفت لاحول از توام بگرفت شرم.مولوی.
فرهنگ فارسی
هر مایه ای که فاترونیم گرم نیم گرم و معتدل.
جمله سازی با شیر گرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت آبش ده ولیکن شیر گرم گفت لا حول از توم بگرفت شرم
💡 کنیزک همی خواستی شیر گرم نهانی ز هرکس به آواز نرم
💡 چنان افسردگی شد عام صائب در زمان ما که شیر گرم نتوانست شکر را به جوش آرد
💡 از حرارت می گدازد چون شکر در شیر گرم گر شود جام بلورین جلوه گر در ماهتاب