شذاذ

لغت نامه دهخدا

شذاذ. [ ش ُذْ ذا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شاذ. ( اقرب الموارد ). اندک و کم عدد از مردم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): از هر جانبی سواد مردان و شذاذ امرا که مختفی بودند. ( جهانگشای جوینی ). چون به اصفهان رسید شذاذ لشکر و پراکندگان امراء برو جمع شدند. ( جهانگشای جوینی ). و از جوانب شذاذ افراد و افراد اجناد روی به سلطان دادند.( جهانگشای جوینی ). || مردم اجنبی که از آن قبیله نباشند. ( منتهی الارب ). مردم که در میان قومی باشند و از آنها نباشند. ( از اقرب الموارد ). مردم که خانه اوشان در آن قبیله نبود. ( منتهی الارب ). مردم که در کوی و خانه شان نباشند. ( از اقرب الموارد ).
- شذاذ الاَّفاق؛ غریبان. ( از اقرب الموارد ).
- شذاذ ناس؛ کسانی که میان قومی ساکن باشند و از آن قوم نباشند. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با شذاذ

💡 5 / 6 - فقبحا لكم فانما انتم من طواغيت الامة و شذاذ الاحزاب و نبذة الكتاب و نفثةالشيطان و عصبة الاثام و محرفى الكتاب و مطفئى السنن و قتله اولاد الانبياء و مبيرى عترةالاوصياء و ملحقى العهار بالنسب و موذى المومنين و صراخ ائمة المستهزئين الذين جعلواالقران عضين . (32)

💡 10 / 4 - فهلا لكم الويلات ! اذكرهتمونا تركتمونا فتجهز تموها و السيف لم يشهرو الجاس طامن و الراى ام يستحصف، ولكن اسرعتم علينا كطيرة الدباء، و تداعيتم اليهاكتداعى الفراش، فقبحا لكم فانما انتم من طواغيت الامة و شذاذ الاحزاب و نبذة الكتابونفثة الشيطان و عصبة الاثام و محرفى الكتاب و مطفئى السنن و قتلة اولاد الانبياء و مبيرىعترة الاوصياء و ملحقى العهار بالنسب و موذى المومنين و صراخ ائمة المستهزئين الذينجعلوا القران عضين .

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
سایکو یعنی چه؟
سایکو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز