شاهوی. ( اِخ ) از راویان قسمتی از شاهنامه است و فردوسی حکایت شطرنج از گفته وی روایت کرده است و محتمل است که این کلمه مبدل ماهوی باشد و یا بالعکس. رجوع به مزدیسنا ص 387 و ماهوی شود:
چنین گفت فرزانه شاهوی پیر
ز شاهوی پیر این سخن یاد گیر.فردوسی.
اسم: شاهوی (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: shahvi) (فارسی: شاهوی) (انگلیسی: shahvi)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هفتواد یکی از پهلوانان دوران اردشیر بابکان پادشاه ساسانی، نام یکی از راویان شاهنامه
شاهُوی
در شاهنامه، پیری فرزانه و راوی داستان طلحند و گو. ظاهراً شاهوی در شاهنامه تصحیفی است از «ماهوی خورشید» پسر بهرام نیشابوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا مرد فرزانه و تیز ویر ز شاهوی پیر این سخن یادگیر
💡 چنین گفت شاهوی بیداردل که ای پیر دانای و بسیار دل
💡 جهانجوی را نام شاهوی بود یکی مرد بدساز و بدگوی بود
💡 همان نیز شاهوی عیار اوی که مهتر پسر بود و سالار اوی
💡 همچنین سید اسماعیل شاهویی (شاهو موکریانی) نیز شاهنامۀ فردوسی را به زبان کردی و گویش سورانی ترجمه کرده است.