سینه درد

لغت نامه دهخدا

سینه درد. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( اِ مرکب ) دردی که بر سینه عارض شود و معمولاً این درد یک عارضه ثانوی از ناخوشیهای اعضای داخل قفسه صدری ( از قبیل انساج مختلف قلب یا ریتین یا قصبةالریه یا مری یا نایژه ها و یا پرده حاجز ) است. درد سینه. ( فرهنگ فارسی معین ). || از نظر پزشکی معمولاً درد شدید روی قلب در موقع حمله آنژین سینه را بنام درد سینه مینامند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

دردی که در هر قسمت سیستم تنفس به ویژه ریه ها احساس شود.

فرهنگ فارسی

۱ - دردی که بر سینه عارض شود و معمولا این درد یک عارضه ثانوی از ناخوشیهای اعضای داخل قفسه صدری ( از قبیل انساج مختلف قلب یا ریتین یا قصبه الریه یا مری یا نایژه ها و یا پرده حاجز ) است درد سینه. ۲ - معمولا درد شدیدی روی قلب در موقع حمله آنژین سینه را به نام درد سینه می نامند.

جمله سازی با سینه درد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نپردازد به حال سینه درد و داغ عشق کیست صائب این زمین مرده را احیا کند؟

💡 خوشا سوز عشق و خوشا درد عشق خوشا سینه درد پرورد عشق

💡 در دیده اشک هست ولیکن لبالب است در سینه درد هست ولیکن سراسر است

💡 بریخت ساقی وحدت می محبت پاک بجام سینه دردی کشان منزل خاک

💡 نالم شب و روز در فراقت دارم چو به سینه درد جان کاه

💡 جام می چهره اندیشه نمایی دارد سینه درد کشان طرفه صفایی دارد

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز