سپنجی سرای

لغت نامه دهخدا

سپنجی سرای. [ س ِ پ َ س َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از دنیا. ( غیاث ) ( آنندراج ):
ترا شهریارا جزاین است جای
نماند کس اندر سپنجی سرای.فردوسی.چو این چار گوهر بجای آمدند
زبهر سپنجی سرای آمدند.فردوسی.رها کن ز چنگ این سپنجی سرای
که پرمایه تر زین ترا هست جای.فردوسی.اگرچند بسیار مانی بجای
هم آخر سر آید سپنجی سرای.اسدی.رجوع به سپنج و سپنجی شود.
|| کلبه فالیزبانان و دشتبانان که بسیارسست و بی ثبات باشد چرا که سه پنج کنایه از سه پنج روز که مدت قلیل است. ( غیاث ). رجوع به سپنج و سپنجی شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از دنیا کلبه فالیزبانان و دشتبانان که بسیارست و بی ثبات باشد چرا که سه پنج کنایه از سه پنجروز که مدت قلیل است

جمله سازی با سپنجی سرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برفتند و ما را سپردند جای نماند کس اندر سپنجی سرای

💡 اگر جاودانه نمانی به جای همی نام به زین سپنجی سرای

💡 نباید تو ای شاه گیتی گشای که بندی دل اندر سپنجی سرای

💡 چنین گفت خرم دل رهنمای که خوبی گزین زین سپنجی سرای

💡 به گاه شدن زین سپنجی سرای پشیمان شود گر گذارد بجای

💡 کجا ورقه شد زین سپنجی سرای بدین درد مزدت دهادا خدای

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز