سنگ سبو

لغت نامه دهخدا

سنگ سبو. [ س َ گ ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قوسی گوید: نزد درویشان اهل طریق اصطلاحی است که هرکه بی طریقی کند او را سنگ سبو کنند و آن چنان است که مجلسی دارند و نقیب و سایر اهل طریق نشینند و شخص مجرم را سبویی از ریگ پر کرده در گردن آویزند و در مقابل ایستاده دارند تا وقتی که جرم او را عفو کنند. ( آنندراج ). وجه اشتقاق عامیانه. رجوع به سنگ صبور شود. || سبد پر از سنگریزه. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با سنگ سبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این سخن زردیّ روی خارجی است بلکه خود سنگ سبوی خارجی است

💡 از سنگ سبو ترسد اما چو شود چشمه هر لحظه سبو آید تازان به سوی خاره

💡 عاشقت گوید ای رفیق نکو پیش این بحر، زن به سنگ سبو

💡 که ای سنگ سبوی عز و جاهم به هر راهی که باشم سنگ راهم

کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز