لغت نامه دهخدا
توأم غربی. [ ت َ ءَ م ِ غ َ ] ( اِخ ) یکی از توأمان که به سمت غربی جای دارد. رجوع به ماده قبل و توأمان شود.
توأم غربی. [ ت َ ءَ م ِ غ َ ] ( اِخ ) یکی از توأمان که به سمت غربی جای دارد. رجوع به ماده قبل و توأمان شود.
یکی از توامان است که به سمت غربی جای دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو شاه شرق و غربی وز آثار عدل تو اطراف شرق و غرب چو صحن حرم شده
💡 حرف او بی باک و افکارش عظیم غربیان از تیغ گفتارش دو نیم
💡 تو دستور شرقی و مغرب به حکمت تو مشهور غربی و مشرق مقامت
💡 نه شرقیست نه غربی بهیچ سوی متاز که آفتاب سمای صفای ما بی سوست
💡 محیط غربی و شرقی «رزه پراگرد» ند که یک به باختر و آن به خاوری سمر است