سمنار

لغت نامه دهخدا

سمنار. [ س ِ ] ( اِخ ) نام بنایی بوده رومی که سه دیر و خورنق را او ساخته بود، گویند از نسل سام بن نریمان است و عربان بتقدیم نون بر میم سنمار گویند. ( برهان ) ( از آنندراج ). معماری که بحکم نعمان بن منذر پادشاه برای بهرام گور قصر خورنق ساخته بود و بعد تمام شدن آن قصر نعمان معمار مذکور را از بالای آن قصر بزیر بیانداخت تا مثلش بجای دیگر نسازد. و به عربی سِنِّمار گویند. ( غیاث ):
چابکی چربدست و شیرین کار
سام دستی و نام او سمنار.نظامی.کرده شاگردی خرد بدرست
بود سمنارش اوستا و نخست.نظامی.

فرهنگ فارسی

نام بنایی بوده رومی که سه دیر و خورنق او را ساخته بود گویند از نسل سام بن نریمان است و عربان بتقدیم نون بر میم سنمار گویند.

جمله سازی با سمنار

💡 دید که‌افسانه شد به جمله دیار آنچه نُعمان نمود با سمنار

💡 چابکی چرب‌دست و شیرین‌کار سام دستی و نام او سمنار

💡 چونکه سمنار از آن عمل پرداخت خوب‌تر زانکه خواستند به ساخت

💡 چونکه سمنار سوی نعمان رفت رغبت کار شد یکی در هفت