سمن چهره
متضادها
لاغر چهره
لغت نامه دهخدا
سمن چهره. [ س َ م َ چ ِ رَ /رِ ] ( ص مرکب ) سمن پیکر. ( ناظم الاطباء ):
از آواز ابریشم و بانگ نای
سمن چهرگان پیش خسرو بپای.فردوسی.
فرهنگ فارسی
سمن پیکر
فرهنگ اسم ها
اسم: سمن چهره (دختر) (فارسی)
معنی: آن که چهره ای سفید و لطیف چون سمن دارد
جمله سازی با سمن چهره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسیحی دمی احمدی مذهبی سهی قد سمن چهره نوشین لبی
💡 خوبان سمن چهره ستم خوی نباشند شیرین دهنان تلخ و ترش روی نباشند