تلخ و ترش

لغت نامه دهخدا

تلخ و ترش. [ ت َ خ ُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) محنت و مشقت دنیا. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
به تلخ و ترش رضا ده به خوان گیتی بر
که نیشتر خوری ار بیشتر خوری حلوا.خاقانی ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

محنت و مشقت دنیا

جمله سازی با تلخ و ترش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریای کیسه بسته تلخ و ترش نشسته یعنی خبر ندارم کی دیده‌ام گهر را

💡 میوه تلخ و ترش خام طمع بود ولی آفتاب کرم تو به کرم می‌پزدش

💡 هرگز شراب تلخ و ترش درمذاق من چون بوسه های لعل تو شیرین و شور نیست

💡 ز باغ عالمت ار میوه تلخ و ترش دهند بخور که شاخ خسک زعفران نیارد بار

💡 به تلخ و ترش رضا ده به خوان گیتی بر که نیشتر خوری ار بیشتر خوری حلوا

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز