خشبان

لغت نامه دهخدا

خشبان. [ خ ُ ] ( ع اِ ) کوههای درشت نه کلان و نه خرد. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ). || ج ِ خَشَب. ( منتهی الارب ).
خشبان. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام جایگاهی است. ( از معجم البلدان ).
خشبان. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام مردی است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با خشبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و زمخشرى و ابن اثير هر يك گفته اند: (( من اين حديث را نمى پذيرم چون كلام سلمانهمرديف سخن فصيحان است و (( خشبان )) در جمع (( خشب )) صحيح است و شنيده شده. ومانند آن است ((سلقان ))و ((حملان ))كه جمع ((سلق ))و((حمل )) هستند و شاعر گفته است: ((كانهم بجنوب القاع خشبان )) (152) و براىثبوت و صحت لغتى، بيش ‍ از قياس آن لغات مشابه و سماع و روايت(استعمال شدن ) دليل ديگرى وجود ندارد )). (153)

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز