سربخشی
مترادفها
عطا کردن، بخشیدن، اهدا کردن، اعطا کردن
لغت نامه دهخدا
سربخشی. [ س َ ب َ] ( حامص مرکب ) نصیب و حصه و بهره دادن:
کار من سربازی و بی خویشی است
کار شاهنشاه من سربخشی است.مولوی.
جمله سازی با سربخشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حسن سربخشیان (زادهٔ ۱۳۴۷ در تبریز) عکاس خبری و فعال مطبوعاتی اهل ایران است. مجموعه عکسهای او از حوادث کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ از معروفترین کارهای او بهشمار میروند.